تجربیات خانم فرزانه نصیری
· مقدمه : طراحی واصلاح سیستم آموزشی ، پرورشی و توان بخشی با توجه به رویکردهای نوین آموزشی ودرجهت تامین نیازهای دانش آموزان با نیازهای ویژه از اهداف سازمان آموزش وپرورش استثنایی می باشد. تاکید برحرفه آموزی در این نظام نه تنها باعث توانمندترشدن دانش آموزان استثنایی می شود بلکه مدرسه را در انجام وظیفه خود یعنی آماده کردن دانش آموزان کم توان جهت زندگی روزمره نیزیاری می رساند.
· دربحث آموزش و پرورش یکی از مبحث های مهم اصلاح رفتاردانش آموزان است ، خصوصا در مدارس استثنایی که بنده در آن مشغول به خدمت می باشم .
· اصلاح رفتار دانش آموز از دیر باز مورد توجه معلمان و مربیان شاغل در مدارس استثنایی بوده و همواره مساله و معضلی بوده که معلمان با آن درگیر بوده اند . در این راستا دانش آموزان ناسازگار و یا بیش فعال که همواره و همه ساله در هر کلاسی نمونه ای از آنها پیدا می شود مشکلی هستند که بسیاری از معلمان با آنها دست و پنجه نرم می کنند ، چراکه این گونه دانش آموزان به این علت که تعدادشان کم است ناگزیر آن ها را در مدارس استثنایی آن هم گرایش کم توان ذهنی می گنجاندند که این دانش آموزان مشکلی برای معلم و سایر دانش آموزان محسوب می شوند .
· بنده نیزدر طی شانزده سال خدمتی که داشته ام هر ساله دانش آموزان ناسازگاری در کلاس های درسم پیدا می شده که این دانش آموزان به اندازه سایر بچه ها نیاز به کارکردن و آموزش داشتند .
· سال اولی که استخدام شده بودم چون چند روز از سال تحصیلی گذشته بود بعد ابلاغ به من شده بود زمانی که وارد مدرسه شده بودم همه ی کلاس ها را بین معلمان تقسیم کرده بودند و تنها کلاس آمادگی مقدماتی که هیچ آموزگاری حاضر به قبول آن نبود به من داده بودند من اولین سال کاری ام بود، بدون هیچ تجربه ای ، آن چه که من داشتم تنها علم جدیدی بود که تازه آموخته بودم و روش های تدریس جدید .
· کلاس آمادگی حدود هفده نفر دانش آموز پسر و دختر داشت دقیقا" ده نفر بالاتر از حد نرمال هرکلاس . دانش آموزان هیچکدام تست نشده بودند . کلاس بسیار شلوغ و ناآرام بود ، بسیاری از دانش آموزان از لحاظ آموزش پذیربودن درحد بسیار پایینی قرارداشتند ،تمام وقتم صرف آرام کردن وساکت کردن آن ها می شد .
· از آن میان دانش آموزی بود که بسیار نا آرام بود ، از همان لحظه ی ورودم به کلاس متوجه بیش فعالی او شدم .
· محمود که دو بردار دیگرش نیز عقب مانده بودند و نیز ناسازگار، از دانش آموزان بسیار بیش فعال کلاس بود .دائم بچه ها را اذیت میکرد به بهانه ی اینکه با آنها دوست است آنها را مورد آزار واذیت قرار میداد .توجهی به کلاس درس نداشت و با من نیز ارتباط بر قرار نمی کرد فقط میخواست نظم کلاس را بر هم بزند.
· کم کم متوجه شدم که او به شعر های کودکانه علاقه ی زیاد ی دارد علی رغم اینکه هیچ شعری بلد نبود اما هر گاه که من شعری میخواندم گوش می داد .من نیز تصمیم گرفتم چند نوار صوتی از شعرهای کودکانه تهیه کنم و با خودم به کلاس بیاورم .
· یک روز که ضبط صوت رابه کلاس آوردم با خوشحالی به استقبالم آمد و ضبط را از من گرفت ، من هم به او گفتم اگر قول بدهی پسرآرامی باشی نوار را برایت می گذارم تاگوش دهی و بقیه بچه ها برایت دست بزنند .
· محمود خیلی خوشحال شد ، همین که ضبط صوت شروع به خواندن کرد او هم زمزمه های نامفهومی می کرد .کم کم شعرها را که آموزش می دادم او نیز گوش می کرد و یاد می گرفت .
· اولین شعری که محمود خواند ، شعر :(( منم بچه مسلمان)) بود، با صدای بسیار بلند. تا حد زیادی توانسته بودم او را کنترل کنم از آن پس او را نماینده کلاس کردم و به او مسئولیت های فراوان می دادم بعضی وقت ها می گفتم: که مثلا" تو مربی ورزش باش و حرکات ورزشی را انجام بده ، تا بچه ها هم بعد از تواین حرکات را انجام بدهندو او با این مسئولیت با بچه ها رابطه بسیار نزدیکی پیدا کرد تا مرحله ای که حتی با آنها شروع به بازی کردن کرد.
· روزها و هفته ها می گذشت ومحمود آرام تر و بهتر می شد درنتیجه از لحاظ درسی نیز می توانستم به او کمک کنم و آموزش های لازم را بدهم .
· من در طی این سالها دریافتم که صبوری کردن با دانش آموزان ناسازگار، مدارا کردن با آن ها ومطالعه رفتار آنها وتلاش وکوشش درجهت رفع بخشی از مشکلات آنها تنها راه حل مشکل آنان است زیرا این افراد انرژی زیادی داشته و باید آن را به گونه ای خالی کنند . محبت و صبر رمز موفقیت در کاربا دانش آموزان کم توان ذهنی وخصوصا" دانش آموزان بیش فعال است .
· نتیجه گیری :
با گذشت سالها تدریس ، مطالعه و سروکار داشتن با دانش آموزان گوناگون که هرکدام مشکلات مختص به خود را داشته اند این تجربه را کسب نموده ام که در برابر هر نوع رفتارومشکل یک دانش آموز کم توان ذهنی باید ابتدا به یک شناخت نسبی از شخصیت وی رسید وسپس با مطالعه و تلاش وکوشش فراوان به کمک و آموزش او پرداخت .
فرزانه نصیری دی ماه 1390
برچسبها: تجربه مربی, تجربه دبیر, تجربه آموزگار, تجربه معلم
